سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
منظر
   1   2      >

   امروز امتحان هگل داشتم. آنهایی که با فلسفه غرب آشنا هستند می دانند که به سختی می شود پای درس این فیلسوف که شهید بهشتی او را مولوی غربی ها نامیده نشست چه رسد به امتحانش. خلاصه پس از چند روز حضور در راهپیمایی(دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه) دیروز نتوانستم در تجمع مردمی مقابل بیت صانعی، مرجع هتاکان و منافقان حضور یابم. ولی دیشب که سایت ها را بررسی می کردم وقتی با بیانیه بی شرمانه موسوی منافق مواجه شدم دیدم تا سرکوب این فتنه راه زیادی مانده است و این جماعت به گستاخی تمام قصد دارند به این راه بی سرانجام ادامه دهند.
   فرماندهان خارج نشین فتنه به عوامل هتاک خود در روز عاشورا اطمینان خاطر  داده بودند که دستگاه با آنها برخوردی نخواهد کرد، و این حاصل سستی و انعطاف ناموجه قوه قضاییه و نیروهای امنیتی در این مدت بود. مرور این قضایا ذهن را می آزرد. به هر نحوی بود شب را گذراندم و امروز برای امتحان به اصفهان رفتم. قریب به دو ساعت سر جلسه نشستم و برای استاد سخت گیر و البته خوبمان دکتر دهباشی مطلب نوشتم.  مدت زیاد امتحان و اینکه دست بر قضا یک صندلی چپ دست به من رسیده بود، خستگی زیادی را به من وارد کرد. وقتی از جلسه امتحان بیرون آمدم متوجه یک پیامک شدم. متن پیامک این بود؛ فوری/جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام کرد: آقای صانعی فاقد ملاک های لازم برای تصدی مرجعیت است. یک باره احساس کردم نخستین ضربه عملی بر پیکر نفاق وارد شد، خوشحال شدم که  این بار هم عالمان بیدار ما در جامعه مدرسین پیشگام شدند تا این دور باطلی را که برخی مسئولین ملاحظه کار برای خود ترسیم کرده اند را بشکنند و برای کمک به اسلام ، انقلاب و ولی فقیه یک گام لازم و حساب شده بردارند. باید دست و قلم کسانی که  این رای شجاعانه را رقم زدند را بوسه زد. این جاست که برتری قلم عالم از خون شهید، خود را به خوبی نمایان می کند. این قلم عالمانه هم راه به امت نشان می دهد و هم از بسیاری فتنه ها که چه بسا در زیر عبای آخوند های آمریکایی نهفته باشد جلوگیری می کند.
   روزی که امام منتظری را خلع کرد او بین مردم وجهه داشت ولی چون کار را به جایی رساند که امام شخصا می بایست کار را تمام کند،‌ آن حکیم از خود گذشته برای نجات امت به این کار پرمخاطره اقدام کرد. امروز سران فتنه گران منافق در چشم مردم خوار شده اند.  همه در تظاهرات چهارشنبه دیدیم که مردم به خوبی ماهیت آنها را شناخته اند، هنوز کار بدانجا نرسیده که لازم باشد رهبرمعظم  شخصا وارد میدان شوند و این مدعیان کاذب را سرجایشان بنشانند، آیا ممکن است مسئولین دستگاه های رسمی هم مانند جامعه مدرسین با شهامت وارد میدان شوند و گریبان مردم را از دست عوامل آمریکا و اسرائیل نجات دهند؟ یا اینکه هنوز فضا برایشان روشن نیست؟!


نوشته شده در  شنبه 12/10/88ساعت  11:8 عصر  توسط منصور مهدوی 
  نظرات دیگران()

اگر در این چند ساله محرم های ما با یاد مظلومیت سید الشهداء و یاران دلاورش می گذشت و برای اسارت خاندان رسول دلهامان می گداخت و تصور اینکه عده ای به نام دین و با ادعای مسلمانی تیغ به روی عزیزترین ارزشها بکشند برایمان دشوار بود، امروز می توانیم به خوبی ببینیم جمعی که سودای قدرت سودایی شان کرده چگونه در ماه حرام و در غم بارترین روز خدا از همه ارزشها می گذرند، با سوت کف های متعدد حرمت عزای آل محمد(ص) را می شکنند، به عزاداران حسینی حمله ور می شوند و با شعار « یاحسین، میرحسین » حرمت هزارساله عزاداری امام حسین(ع) را می شکنند و قدم در راهی می نهند که رضاخان گذاشت. این بی ریشه های سبک سر یعنی از آن گرگ خونخوار قوی ترند؟ او چنان به زباله دان تاریخ رفت که حتی نزدیکترین اطرافیانش پس از رفتنش شادمانی کردند. حال فرقه موسوی و خاتمی که از فرط زیاده روی به چند صد نفر کاهش یافته اند جز آنکه عرض نداشته خود را برباد بدهند چه کاری می توانند بکنند؟


روزی که در مسجد لولاگر اوباش موسوی چی حرمت کلام ا... را هتک کردند می بایست پاسخی دندان شکن می گرفتند تا امروز دوباره شاهد تکرار این واقعه تلخ نباشیم. کسانی که حتی قرآن کریم را نمی شناسند با بستن شال سبز‍،سیه رویی خود را چگونه می توانند پنهان کنند؟ و به خیال خامشان این رویه ی بی رنگ و رو را تاکجامی توانند ادامه دهند؟ نمی ترسند از روزی که بالاخره طاقت مردم به اتمام برسد و  آنها را به طاق نسیان بکوبد؟ زمانی محمدرضا پهلوی به توسط عده ای از اسلاف همین جمعیت مسجد کرمان را به آتش کشید و در آن واقعه تعدادی از قرآن ها نیز در آتش عناد آنها با دین خدا سوخت. در حالی که رژیم قصد داشت این کارها را به گردن انقلابیون بیاندازد و آنها را آشوبگر معرفی کند، مردم  این اقدام کفرآمیز را در کنار به آتش کشیدن سینما رکس آبادان اینگونه به شعار درآوردند که « رکس آبادان را ، مسجد کرمان را ، کتاب قرآن را شاه به آتش کشید». تا شاه و دستگاه او بداند که مردم دشمنان خدا و خودشان را به خوبی می شناسند. سبزهای سیه رو این جا هم درست در میسر پهلوی گام زده اند و دیری نخواهد پایید که به سرنوشت آنها دچار خواهند شد، هرچند دست های پشت صحنه بخواهند با قتل های ساختگی که _ مانند آنچه امروز در مورد خواهرزاده موسوی رخ داد_ موج مظلوم نمایی به راه بیاندازند تا در پناه آن ضمن در صحنه نگهداشتن امثال موسوی، اذهان را متوجه خود سازند.


بر مسئولین است که در این قضیه کوتاهی نکنند و نگذارند مانند قتل سراپا مشکوک ندا آقاسلطان، نظام در مظان اتهام قرارگیرد آنگاه به صرافت بیافتند که باید چاره ای کرد. آنها باید پابه پای مردم حوادث را تحلیل کرده و به موقع اطلاع رسانی کنند.


آنچه امروز رخ داد بیش از هرچیز به خودزنی و انتحار شباهت داشت به نظر می رسد تا صحنه رویارویی چیزی نمانده باشد.     


نوشته شده در  یکشنبه 6/10/88ساعت  10:37 عصر  توسط منصور مهدوی 
  نظرات دیگران()

از آن روزی که اصلاح طلبان در مجلس ششم هر ناصوابی را در باره امام (ره) به دیده تصویب می گذراندند از مقامات مطرودین امام تجلیل می کردند و زیر عکس امام  راه خود را می رفتند روشن بود که روزی همین عکس را هم تحمل نخواهند کرد.


 سران آشوبگر فتنه ای را برپا کردند که بیش از آن که به نظام لطمه وارد کند ماهیت پوشیده آنان را برملا کرد. کسانی که سالها در لوای  نام و خط امام دل و رای ارادتمندان به خمینی کبیر را می ربایند امروز خود را در برابر خشم توده های میلیونی مردمی می بینند که هویت و عزت دینی و ملی خود را مدیون فداکاری های امام می دانند و این کار فتنه انگیزان را دشوار کرده است.


کسی نگوید که اقدام چند دانشجو ربطی به سران اصلاحات ندارد. چرا که اگر اینان در دلهاشان اندک ارادتی به امام می داشتند چنان سابقه ای در کارنامه شان نبود و این همه در برابر کسانی که با اندیشه و یاد امام در جامعه مبارزه کردند سکوت توام با تایید نمی کردند و دیگر اینکه حتی اگر امروز از هیجان زدگی رسانه های بیگانه دردی در دل احساس می کردند به یقین تا کنون خود را از این جماعت جدا می کردند. اما می بینیم که به جای شماتت عاملان به توبیخ خبررسانان روی آورده اند و به جای عذر خواهی از ساحت امام و امت پیش این و آن نماینده می فرستند که آنها را هم وارد ماجرا کنند و صورت مساله را دچار خدشه کنند.


 در این میان فریاد وادریغمان آنجایی بلندتر می شود که وارث بیت امام را درمیان فتنه انگیزان می بینیم. او که سابقه دوستی و همفکری با دشمنان جدش را به نهایت رسانده است امروز پشت به میدان کرده تا چیزی نبیند. اما جای افسوس نیست که فرزندان غیرتمند امام در جای جای این کشور و بلکه در گوشه گوشه جهان اسلام مجالی برای تعبیر خواب پریشان جهان خواران و دست آموزانش نخواهد گذاشت. 


امروز علمدار تشیع در یک هشداری جدی سران فتنه را از نابود شدن در برابر چشم ملت انذار داد.


نوشته شده در  یکشنبه 22/9/88ساعت  5:6 عصر  توسط منصور مهدوی 
  نظرات دیگران()

فردا یکی از اعیاد بزرگ مسلمانان است از آن رو که خداوند با فراخواندن بندگان خود به پرستش و نیایش خوان رحمت خود رانیز گسترانیده است تا آنان را اکرام کند. دعای شریف عرفه و زیارت امام حسین(ع)، از جمله نیکوترین کردارهای این روز اند.
سالیان سال است که مسولین و از جمله نمایندگان مجلس وقتی به مسندی تکیه می دهند یادشان می افتد که با تحصیلات اندکشان روی حضور در مجامع را ندارند از این رو به سرعت در صدد ارتقای مدرک خود به تکاپو می افتادند. از وقتی که دانشگاه آزاد برای گسترش خود به هر اقدامی متوسل می شد این گونه تشنگان مدرک بستر بسیار مناسبی بودند تا یک تعامل دو جانبه برای تضعیف فضای علمی صورت پذیرد. طی چند سال اخیر  این روند به سبزه دانشگاه های خارجی هم آراسته شد و بسیاری را به خود مشغول کرد،‌در این میان دانشجویان خاصی که  بابورسیه به خارج می رفته و با دستان خالی برمی گشتند نیز حکایتی جداگانه دارد.
سال گذشته مجلسیان که در محفل بهارستان پذیرای دانشگاه پرمساله‌ی آزاد بودند به علی کردان ایراد گرفتند که چرا در مورد مدرک چنین و چنان گفته است. جوی در کشور به راه انداختند که عام و خاص در مورد مدرک وزیر کشور به گونه ای سخن می گفتند  که گویی اگر این کار به نهایت می رسید مشکل همه مدرک های غیر قانونی و بلکه مشکلات کشور مرتفع می شد.
همان موقع برخی خبرهای غیر رسمی از وجود طرحی حکایت می کرد که برای ضربه زدن به دولت قصد دارد هرماه یا هر دوماه یک وزیر را به چالش بکشد. اخیرا هم با افشای نامه کردان به لاریجانی زوایای دیگری از این ماجرا را روشن کرد؛ دلخوری آن مرحوم از لاریجانی به حدی بوده که اجازه نداده حتی در مراسم تدفین او شرکت کند.
بررسی مدارک مسئولین نشان داد که محتسب نیست وگرنه مستان بسیاری در شهر افتان وخیزان می گرددند؛ رئیس دولت اصلاحات، رئیس مجلس هشتم ، رئس مرکزپژوهش ها و... تنها برخی از کسانی هستند که دارای مدارک مخدوش، جعلی و یا ناتمام اند.
اکنون به وضوح روشن شده است که آن برخورد سهمگین و خردکننده چیزی جز یک جدال ناجوانمردانه نبوده است. کردان که در برخی مسائل امنیتی به ویژه مواجه با عوامل وهابیت دلیرانه اقدام می کرد از میان ما رفت و سر منشا نابسامانی در فضای علمی کشور هنوز نامشخص مانده است.
پیام حضرت آقا در مورد او گویا بود که ؛‌خدمت گذار انقلاب بود و مظلوم واقع شد.


نوشته شده در  پنج شنبه 5/9/88ساعت  11:23 عصر  توسط منصور مهدوی 
  نظرات دیگران()

فردای مناظره تاریخی دکتر احمدی نژاد و مهندس موسوی به همراه یکی از دوستان برای شرکت در مراسم سالگرد امام (ره) و استماع فرمایشات مقام معظم رهبری به حرم امام رفتیم. که البته فقط به فیض پایانی بیانات ایشان رسیدیم. پس از بیانات آقا رفتیم زیارت. اواخر زیارت نامه متوجه همهه ای شدم ... لحظاتی بعد معلوم شد که آقای کروبی در میان تعدادی محافظ در حال ترک حرم است. نزدیک رفتم و دیدم دوستم زودتر از من رفته و مشغول سوال از وی در خصوص اعضای ارشد ستاد انتخاباتی او به ویژه کرباسچی است. سروصدای جمعیت نگذاشت درست پاسخ  آقای کروبی را بشنوم و تنها شنیدم که او بر مسلمان بودن کرباسچی تاکید و همین را برای حضور وی در راس ستادش کافی می دانست. من نیز به زحمت جلو رفتم و در خصوص حضور یکی از نزدیکان آقای خاتمی -که به دلیل مسائل متعدد از جمله اخلاقی و با فشار برخی دستگاه های امنیتی، از سوی وی کنار گذاشته شد- پرسیدم. ابتدا اصرار کرد و حتی قسم خورد که هیچ اطلاعی از این موضوعات ندارد و هنگامی که با توضیحات بعدی مواجه شد تلویحا اذعان کرد که میداند ولی گفت که «قضیه ریاست جمهوری است» و من نمی توانم کسی که ازمن حمایت کرده را از خود برانم . گفتم باشد حتی اقلیت های دینی هم اگر از شما حمایت کنند مانعی ندارد ولی شایسته نیست چنین فردی با چنان سوابقی در ستاد شما  ـ آنهم شمایی که مردم خاطرات زیادی از شما و امام دارند ـ  نقش برجسته ای پیدا کند. ولی آقای کروبی می گفت قضیه ریاست جمهوری است و...
گویی رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آن قدر مهم است که استمداد از هر وسیله ای را توجیه می کند. در حالی که به زحمت سعی می کردم پاسخ آقا کروبی را بدهم با مزاحمت های محافظانش مواجه بودم ... به حرم امام اشاره کردم و گفتم آقای کروبی شما را به این امام سوگند می دهم بگو آیا راه امام این است که شما می روید؟ گفت فعلا که دیگران[دولت فعلی] مدعی خط امام اند.
بالاخره با فشار محافظان از آقای کروبی که مشتاقانه به گفتگو ادامه می داد، جدا شدم . و مردم با شعار «احمدی دلاور پیرو خط رهبر» آقای کروبی را بدرقه کردند. شدت شعارشان به حدی بود که در اثنای گفتگو گاه به زحمت صدای همدیگر را می شنیدیم، و تا دقایقی بعد از خروج کروبی مردم این شعار را تکرار می کردند که « احمدی دلاور...
انتخابات ریاست جمهوری دهم در حالی صورت گرفت که آقای کروبی با عدم صداقت بسیاری از ساختار شکنان و سابقه دارانی مواجه شد که در قالب هوادار و مسئول ستاد اطراف وی را گرفته بودند و او بخش زیادی از حیثیت مبارزاتی و سی ساله خود پس از انقلاب را صرف آنان کرده بود؛ به طوری که حتی کرباسچی، که روزی مدعی بود حاضر است کفشهای کروبی را هم واکس بزند از دادن رای به او خودداری کرد و در جمع دانشجویان آشکارا به کس دیگری رای داد.
در عمل هم معلوم شد که حمایت های افراطی شیخ اصلاحات از مجرمان و محکومان و به اصطلاح اقلیت های دینی و قومی، نه تنها از سوی مردم غیر منطقی تلقی شد بلکه حتی مورد قبول اقلیت ها هم نیست. اما آقای کروبی هنوز در کمای نتایج انتخابات به سر می برد و هنوز نمی داند مسبب و مسببان این تشر تاریخی ملت چه کسانی هستند. از همین رو عده ای از همان کسانی که انگشت اتهام ملت متوجه آنهاست و بخشی از ریزش رای آقای کروبی به دلیل حضور شان در ستاد وی رقم خورده است؛  کسانی که عقده های فروخورده قدرت جانشان را به تنگ آورده و به دنبال بستر برای ابراز درونیات خود می گشتند را به دور خود جمع کرد تا
با بیاناتشان نظام و ارکان منزه اش را به خیال خام خود متهم سازند.
آقای کروبی سکوت شما در حالی که یکی روحانی نما به ستون خیمه انقلاب اسلامی اسائه ادب می کند برای ما معنا دار است ولی هنوز نمی خواهیم این یاوه سرایی ها را به حساب شما بنویسیم و هنوز امید واریم روزی راه خود را از این گونه روحانی نما ها  جدا کنید. فقط یک نکته عرض کنم و آن هم این که  ممکن است امروز به دلیل ضربه سختی که در انتخابات خورده اید نتوانید علل واقعی این شکست مفتضح را دریابید ولی آن قدر دنیا دیده هستید که بدانید از کوزه همان برون تراود که دروست، دریا با چیز کوچکی ناپاک نمی شود و اینکه هرکسی برطینت خود می تند .چه باک، ماه بنی هاشمی ما نور می فشاند و امثال هادی غفاری هم کار خودشان را میکنند. اما وای بر شما اگر در جرگه غفاری ها باشید.


نوشته شده در  سه شنبه 16/4/88ساعت  9:43 عصر  توسط منصور مهدوی 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
شجاعت عالمانه در زدودن فتنه
عاشورا و سبز پوشان سیه رو
دریغ و درد
نیایش و ...
ماه بنی هاشمی ما و ...
عبرتهای عاشورا و خواص بیدار
تکریم سعدی
یادی ازنینوا (1)
ستایش ونیایش
تحمیدیه